محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

385

مخزن الأدوية ( ط . ج )

مانند سرخس و كوچكتر از آن و با اندك جلا و تلخى و تيزى و بيخ آن مشبك به هم پيچيده و مزغب و شيرين با عفوصت و تلخى و تندى و صلب براق و رنگ آن سياه و سرخ و تيره نيز مىباشد و نوعى از بسفايج است و برگ آن مانند برگ نرگس و اندك با حلاوت و تندى و تلخى . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : بغايت قابض و معفن و ضماد آن جهت كزاز و فالج و مفاصل و خنازير نافع و طلاى آن بر بدن و رو در پاك كردن اوساخ و تكرار تازه به تازه نمودن آن در ستردن موى عجيب الاثر . مقدار شربت آن : تا يك دانگ . المضار : يك درهم آن كشنده به التهاب و درد شكم و معالجه آن معالجه خربق اسود است . دروفينون به فتح دال و ضم راى مهمله و سكون واو و كسر فا و سكون ياى مثناة تحتانيه و ضم نون و سكون واو و نون و به قاف نيز آمده لغت يونانى است و به عربى زيتونيه نامند جهت مشابهت برگ آن به برگ زيتون . ماهيت آن : گياهى است برگ آن شبيه به برگ زيتون و از آن درازتر و باريك‌تر و شاخ‌هاى آن كمتر از ذرعى و گل آن نارنجى و تخم آن مستدير و كوچك‌تر از كرسنه و لون آن مختلف و در غلافى كثيف درشت شبيه به غلاف نخود و بيخ آن به قدر ذرعى و به سطبرى انگشتى و منبت آن زمين‌هاى نمناك و قريب به دريا . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك و ابن بيطار و غيره آن را سرد و خشك و قوىتر از لفاح دانسته‌اند . افعال و خواص آن : بغايت مجفف و ذرور ساييده آن قاطع خون و التيام دهنده جراحت و نطول آن محلل اورام و چون در روغن زيتون بجوشانند و در گوش بچكانند رافع كرى و بر دندان قالع آن و تدهين آن مسقط دانه بواسير و مسكن درد مفاصل و امثال آن و حمول آن مدر حيض و مجرب . مقدار شربت آن : تا يك دانگ . مصلح آن قى كردن با سركه و شير تازه است . دردى به ضم دال و سكون را و كسر دال هر سه مهمله و يا به فارسى لاى نامند ماهيت آن : ته نشين عصارات است و بهترين همه ته نشين شراب است كه خشك آن را طرطير و به فارسى دارتو نامند . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : ضماد آن در تحليل اورام مجرب و جهت رفع حمره و قروح و قلاع و بردن گوشت زايد زخمها و منع نزف الدم و التيام جراحات و به زير شكم جهت رفع سيلان حيض دايم و بر ساير بدن جهت كلف و نهش و ساير آثار و نيكو كردن رنگ رخسار و تسكين دردهاى بارد و مفاصل و ورم پستان و محرق آن كه خشك آن را بر روى اخگر و يا در كوزه‌اى گذاشته سوخته باشند به حدى كه سفيد باشد بغايت جالى و در جميع افعال قوىتر و مستعمل تازه آنست و كهنه محرق آن ضعيف و مغسول آن جهت جلاى بصر و رفع غشاوه و ناخنه و بياض و ضماد آن با برگ مورد جهت ورم بلغمى معده مفيد . بدل آن : زرنيخ سرخ است و چون آن را با قلى و شب تدبير كنند جهت ازاله سرخى مس بغايت مؤثر و چون با بارود يعنى شوره سفيد كنند در اصلاح نقره و زدودن زنگ مس بيعديل دانسته‌اند . دردى الخل يعنى لاى سركه در جميع افعال ضعيف‌تر از سركه است مگر در منع آكله كه قوىتر است . درونج به فتح دال و ضم را و سكون واو و فتح نون و جيم لغت فارسى است . ماهيت آن : بيخى است عقربى شكل پوست آن خاكسترى رنگ گره‌دار و عدد گره آن دو يا سه و بهترين آن با اندك تلخى و خوشبويى و با صلابت و اندرون سفيد آنست . برگ گياه آن شبيه به برگ بادام و مايل به زردى و مفروش بر روى زمين و مزغب و ساق آن مجوف به قدر دو ذرع و از ميان برگ روييده و برگ‌هاى ساق آن متفرق و باريك‌تر و درازتر از برگ‌هاى زير آن از پنج عدد تا هفت عدد و گل آن زرد و مجوف و مستعمل بيخ آنست و قوّت آن تا ده سال باقى مىماند منبت آن اندلس و كوهستان شام خصوصاً جبل موسوم به بيروت و در آنجا معروف به عقربى است و دو نوع مىباشد فارسى و رومى بهترين آن رومى عقربى است يعنى آنچه به شكل عقرب باشد . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : محلل بلغم و سودا و پراكنده كننده رياح غليظه و مقوى حواس و دل و معده و سپرز و مفرح و با ترياقيت و جهت خفقان و ماليخولياى مراقى و تقويت هاضمه و تسكين وجع رحم و تلطيف رياح غليظه معده و امعا و رحم و رفع ضرر گزيدن عقرب و رتيلا و ساير جانوران سمى و رفع طاعون شرباً و